الشيخ رسول جعفريان

33

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

معنى تكاهل و تغافل ورزند ، تبرداران و قورچيان به قتل ايشان بپردازند . « 1 » ملا ابو بكر طهرانى مؤلف تاريخ جهان‌آرا مىنويسد : مقرر شد . . . كه بعد از اتمام اذان ، تبرّى و لعن و طعن بر اعداى دين محمدى و تولّى بر آل او نمايند ؛ و به تبرّائيان مقرر فرمودند كه در كوچه‌ها و بازارها مىگشته ، لعن و طعن بر خلفاى ثلاث و بر سنّيان و اعداى حضرات دوازده امام و بر قاتلان ايشان مىنموده باشند و مستمعان به بانگ بلند كلمهء بيش باد و كم مباد گفته ، هريك از معنا تكاهل و تغافل ورزد ، تبرداران و قورچيان ، به قتل ايشان پردازند . « 2 » عبدى بيك هم از قشلاق شاه اسماعيل در تبريز در سال 907 ياد كرده ، مىنويسد : تبرّائيان ، على رغم مخالفان ، غلغلهء تبرّا به فلك اطلس رسانيده ، شياطين انس را به رجوم طعن و لعن از پيرامون سماوات سمات رمانيدند . از تبرزين تبرّايى ، بت سنّى شكست * همچنان كز ضرب ابراهيم نقش آزرى عبدى بيك ادامه مىدهد كه برقرارى دولت شيعى تا آن زمان ميسر نشده بود و زمانى هم كه خدابنده ( م 716 ) تشيع را اعلام كرد ، بسيارى از شهرها مخالفت كردند كه از جملهء آن‌ها اصفهان بود . بعد از آن تلاشى صورت نگرفت تا آن كه سلطان حسين بايقرا خواست تا « اسامى دوازده امام را در خطبه ذكر كند » اما « هجوم عام به مرتبه‌اى رسيد كه مير سيد على قائنى را از منبر به زير كشيدند » . وى در ادامه ، دربارهء حكومت شاه اسماعيل مىگويد : اما در عهد نواب كامياب خاقانى . . . اين توفيق شد كه سكه و خطبه به نام ائمهء هدى مزين ساخت و غلغلهء تبرّا در گنبد فيروزه‌گون فلك انداخت و مذهب حق شيعهء اماميهء اثناعشريه را كه در زمان ائمهء معصومين در لباس تقيّه مستور بود ، ظاهر و شايع گردانيده ، شمشير خارجىكش برافراخت و روى زمين از متمردان بپرداخت و اين مذهب آن چنان رواج گرفت كه حال به دولت شاه دين پناه ابو المظفر شاه طهماسب در ممالك غير محروسهء آن حضرت نيز بىمزاحمى معمول است ، چنان كه در هندوستان پادشاه نظام الملك ، و سپاهى و رعاياى او اين مذهب دارند . « 3 » همان گونه كه از اين عبارت بر مىآيد ، از آن زمان ، گروهى به عنوان تبرائيان براى تبرّا تظاهرات به راه مىانداختند چنان كه زمان طهماسب براى اينان مقررى معين كرده بود . « 4 » در متون تاريخى آن عهد ، از تبرائيان به عنوان يك گروه خاص ياد شده است . « 5 » نوعا آن‌ها در

--> ( 1 ) . جهانگشاى خاقان ، ص 149 ( 2 ) . نك : امير محمود بن مير خواند ، ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب ، ص 444 تعليقات . ( 3 ) . عبدى بيك شيرازى ، تكملة الاخبار ، صص 40 - 41 و نيز درباره شاه اسماعيل نك : ص 36 ( 4 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 598 ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 220